مهمونی ایرانیها بود. یه خانم آلمانی *ریتا* هم جزو دعوت شدگان بود. نیز یک دختر افغانی هم اونجا بود. ریتا رو به همه گفت، میخوام از همه تون تشکر کنم که اجازه دادید من هم امشب در کنار شما باشم و هم از غذاهای خوشمزه ایرانی بخورم.........هر یکی دو جمله ای که میگفت، میزبان ترجمه میکرد. در پایان و پس از صحبتهای طولانی این خانم، میزبان گفت: ریتا، من هم تشکر میکنم. ضمنا ببخشید که من نتونستم به خوبی تو آلمانی رو حرف بزنم. ریتا هم در جواب گفت: در عوض تو خیلی خوب آشپزی میکنی. .....!!

دختر افغانی گفت: اگر ما و ایرانیها بودیم میگفتیم: نه بابا این چه حرفیه تو هم خیلی خوب حرف میزنی. حتی بهتر از من! و کلی تعارف و اغراق توخالی ..........!

یک ماه و ده روز در ایران بودم. لحظات خوشی فقط در کنار خانواده ام داشتم. زمان انجام کارهای اداری ام دلزده و خسته و بیزار بودم از سیستم اداری در وطنم. همش دروغ، چاپلوسی،حقه بازی، ......آه.......سکوت میکنم.