گفتی پدر این سرزمین ، دور باد از شر و دروغ`*. وقتی نبیند این دیار ، دشمن بماند بی فروغ*. گفتی چنان ارزنده است ، این خاک زرین کهن*. خاکی که جسمت بعد مرگ ، یک ذره از ایران بود*. شرم بر ما ای پدر ، ما خود شدیم دشمن او*. مهر وطن قحطی شده ، رایج شده کذب و دروغ*. شرم بر ما ای پدر ، دادیم به باد آداب خویش*. بیگانه شد سرمشق ما ، از یاد بردیم رسم خویش*. به جای شمس و مثنوی ، سر داده ایم حزن و فغان*. شیون شده عادت ما ، ما وارثان مهرگان*. شرم بر ما ای پدر ، ماکه ز خود بی خبریم*. دزدیده شد گنج وطن ، در خواب خوش غوطه وریم*. بردند ربودند خاکمان ، به گل نشست دریایمان*. گل ها همه پژمرده اند ، رنگ رفته از فرهنگمان*. تقصیر ندارد روزگار ، ظالم نخوانید این جهان*. بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان*. بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان*. تقصیر ندارد روزگار ، ظالم نخوانید این جهان*. بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان*. بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

 

http://www.iranianuk.com/page.php5?id=20120910202138035