امتحان اینترنت داشتم و متاسفانه با وجود اینکه با اعتماد به نفس بالایی وارد جلسه شدم و اطمینان داشتم که بالاترین نمره رو حتما کسب خواهم کرد اما خب اونطور که دلم میخواست نشد امتحان همش عملی بود اما در پایان جلسه نازنین استاد تصمیم گرفتند از هر نفر سه سوال شفاهی هم بپرسند و نمره رو همونجا اعلام می کرد. من نوزده شدم و یه نفر هم در کلاس نمره بیست رو از آن خودش کرد. خیلی اعصابم داغون بود اما یهو سپیده خواهر زاده اومد توی رختخواب  خاله طاهره و منو از این اعصاب داغونی نجات داد. حالا دعا کنید من امتحان دارم دلم میخواد بیست شم.

 

نویسنده : گلی : ۱٢:۱۶ ‎ب.ظ ; شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

عذاب وجدان

فردی پس از استفاده رایگان از تلفن همگانی عذاب وجدان رهایش نکرد. این شهروند که از تلفن های همگانی استفاده غیر مجاز می کرد، عذاب وجدان گرفت و با مراجعه به مخابرات ۵۰۰ هزار ریال وجه نقد به حساب این اداره واریز کرد." ای وای از آن روز که وجدان خفته بعضی از رده بالاهای ما در ایران بیدار بشه. فکر کنم خیلی دیدنی باشه

شدیدا به امید اونروز

 

نویسنده : گلی : ٧:۴٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۶ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 5)      لینک دائم

 

 یکی دو روزه که یکی از دوستانم رفته مسافرت و جای خالی اش منو حسابی گیج و پکر کرده. منم تصمیم گرفتم برم مرخصی.(بیست روز) یعنی از هفته آینده. البته هر جا برم باز هم با شما در این وبلاگ درددل خواهم کرد و از روزگارم خواهم گفت.

 

نویسنده : گلی : ٩:۱۵ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۵ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

ول لاگ!

 

به قول یکی از دوستان  ما ویلاگ نویس نیستیم.ول لاگ نویسیم. واسه همینه که خواننده زیاد نداریم............................

نویسنده : گلی : ۵:۳٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 4)      لینک دائم

امید زیباست

ساعت ۱۵/۲ هستش. همه رفته اند و اینجا خلوت و ساکت. با یه دنیا عشق و امید به همه چی فکر می کنم. به همه چی. به حرفای همه. به حرکات همه.به روز.به شب به جمعه. به پنجشنبه که داره میاد. به محیط. به روزگار. به دوستام. به مامانم که فردا داره میاد. به خواهرم با بچه هاش. دیوونه بچه های خواهرم هستم. سپیده رو میگم. شیرین زبون و خوردنی و زیبا. الهی من قربونش برم. سعیده هم همینطور. به امروز فکر میکنم. به فردا صبح. به روزهایی که داره میاد. به همین میز و به این صحبت کوتاه با دوستام به همین لبخند محبت آمیز همکارم از سر تشکر. دیروز میدون ولیعصر بودم. یه دختر و پسر نابینا همراه با من سوار تاکسی شدند به مقصد میدون ونک تا برسند میدون, این دو روشندل آنچنان با عطوفت و مهر با هم حرف میزدند و .........من فقط لذت می بردم از صوت محبت آمیزشون قبل میدون آقای نابینا پیاده شد و میدون که رسیدیم خانم به من گفت میتونم بپرسم مسیرتون کجاست؟ گفتم ......گفت اه چه جالب میتونم باهاتون بیام؟ گفتم بله حتما. و تا به تاکسی برسیم کلی گفتگو کرده بودیم و .......خلاصه دیدم اونم مثل من انتهای مسیر پیاده شد و معلوم شد همسایه ماست و من نمیدونستم. از اینکه تا خونه همراهیش کرده بودم حس خیلی خوبی داشتم. خیلی از خودم راضی بودم. خدایا دلخوشم به همین چیزا.

دشت هایی چه فراخ

کوههایی چه بلند

در گلستان چه بوی علفی می آمد

من در این آبادی پی چیزی می گشتم

پی خوابی شاید

پی نوری , ریگی , لبخندی

پشت تبریزی ها

غفلت پاکی بود که صدایم می زد

پای نیزاری می ماندم, باد می آمد گوش دادم

چه کسی بود با من حرف می زد؟

راه افتادم

یونجه زاری سر راه

بعد جالیز خیار , بوته های گل رنگ

و فراموشی خاک

لب آبی

گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هوشیار است

نکند اندوهی, سر رسد از پس کوه

زندگی خالی نیست

مهربانی هست سیب هست ایمان هست

........................

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور , مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم میخواهد

بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه

دورها آوایی است که مرا می خواند

 

 

نویسنده : گلی : ۳:۳۴ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 5)      لینک دائم

سادگی!

 

 

من آنگونه ام که هنوز هم دلم حقیقت هر نگاه را می خواهد.

آن بی ریاترین ترنم پنهانی.....و

می دانم عیب بزرگی است سادگی!

نویسنده : گلی : ۱٠:۵۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

آرامش

 

  به نام حضرت دوست

که ناجسته اش یابند

و نادیده دوستش دارند

این آرامشم رو با هیچ چیز عوض نخواهم کرد.با هیچ چیز

 

 

نویسنده : گلی : ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

غزلی از مولانا

ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری

وز شور خویش در من شوریده ننگری

ای دل چه آتشی که به هر باد برجهی

نی نی دلا کز آتش و از باد برتری

ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان

خورشیدوار پرده افلاک می​دری

جانم فدات یا رب ای دل چه گوهری

نی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری

سی سال در پی تو چو مجنون دویده​ام

اندر جزیره​ای که نه خشکی است و نی تری

غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی

مشغول بود فکر به ایمان و کافری

ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توست

هم جنتی و دوزخ و هم حوض کوثری

ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کون

ای جمله چیزها تو و از چیزها بری

ای رو و پشت عالم در روی من نگر

تا از رخ مزعفر من زعفران بری

طاقت نماند و این سخنم ماند در دهان

با صد هزار غم که نهانند چون پری

نویسنده : گلی : ۱٠:۵۴ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۶ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم

به نام حق

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان

اینم وبلاگ جدیدم

امیدوارم از گزند دشمنان مصون بماند

نویسنده : گلی : ۱٠:٠۵ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۶ امرداد ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم