به یادگار دردی دارم

روحش قرین رحمت باد آن عزیز دلم که سالها پیش از دست رفت و  این شعر و نیز نصایحی دوستانه را خطاب به من نوشت.............

نیکی را چه سود؟

هنگامی که نیکان در جا سرکوب می شوند

و هم آنان که دوستدار نیکانند

آزادی را چه سود؟

هنگامیکه آزادگان باید میان اسیران زندگی کنند

خرد را چه سود؟

هنگامی که جاهل, نانی به چنگ می آورد

که همگان را بدان نیاز است

به جای خود نیک بودن, بکوشید

چنان سامانی دهید که نفس نیکی ممکن شود

یا بهتر بگویم

دیگر به آن نیازی نباشد

به جای خود آزاد بودن, بکوشید

چنان سامانی دهید که همگان آزاد باشند

و عشق ورزی به آزادی نیز

نیازی نباشد

به جای خود خردمند بودن, بکوشید

چنان سامانی دهید, که نابخردی

برای همه و همه کس, سودایی شود بی سود 

نویسنده : گلی : ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 10)      لینک دائم

 

فوتبال

 

بازی ایران + لائوس ساعت هفت و سی دقیقه

یادتون نره

نویسنده : گلی : ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 5)      لینک دائم

 

حفاری!

 

در خاکبرداری‎ ازاطراف‎ حرم‎ مطهرحضرت‎ رضا"ع"

یک‎ کوزه‎‎‎‎ به همراه 343 سکه قـدیمـی‎ بدست‎ آمد.

توی جیب کی میخواد بره؟ الله اعلم!!

نویسنده : گلی : ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۶ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 6)      لینک دائم

 

غزلی از مولانا

 دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم

کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم

تویی قبله همه عالم ز قبله رو نگردانم

بدین قبله نماز آرم به هر وادی که من هستم

مرا جانی در این قالب وانگه جز توام مذهب

که من از نیستی جانا به عشق تو برون جستم

اگر جز تو سری دارم سزاوار سر دارم

وگر جز دامنت گیرم بریده باد این دستم

به هر جا که روم بی تو یکی حرفیم بی​معنی

چو هی دو چشم بگشادم چو شین در عشق بنشستم

چو من هی ام چو من شینم چرا گم کرده​ام هش را

که هش ترکیب می خواهد من از ترکیب بگسستم

جهانی گمره و مرتد ز وسواس هوای خود

به اقبال چنین عشقی ز شر خویشتن رستم

به سربالای عشق این دل از آن آمد که صافی شد

که از دردی آب و گل من بی​دل در این پستم

زهی لطف خیال او که چون در پاش افتادم

قدم​های خیالش را به آسیب دو لب خستم

بشستم دست از گفتن طهارت کردم از منطق

حوادث چون پیاپی شد وضوی توبه بشکستم

"مولانا" 

نویسنده : گلی : ۴:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۵ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 2)      لینک دائم

 

طنز دخترها و پسرها!

امروز یه مسیج طنز از یکی از دوستانم دریافت کردم که بنظرم جالب بود. بد نیست شما هم بخونید.

دختر زرنگ + پسر زرنگ = همیشه دعوا

دختر زرنگ + پسر احمق = لاو love

دختر احمق + پسر زرنگ = سکس

دختر احمق + پسر احمق = ازدواج

نظر شما چیه؟

من که میگم این در حد همون طنز باشه خوبه

خدا کنه به واقعیت نرسه و خدا کنه همه

دخترا و پسرا عقلانی رفتار کنند.

نویسنده : گلی : ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۵ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم

 

عید فطر مبارک

 عید فطر بر عاشقان مبارک

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم

عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی

در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد

در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید

تا بویی از نسیم می​اش در مشام رفت

...................................................

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت

گمگشته​ای که باده نابش به کام رفت

نویسنده : گلی : ۳:٢۶ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

 

 

 

علاقه ای است قابل تامل/

خدایش قرین رحمت کند...............

 

نویسنده : گلی : ۱٢:۴٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 5)      لینک دائم

 

دانه درشتها!

 

شاهرودی :

مبارزه با مفاسد اقتصادی‎ و برخورد با دانه‎ درشت‎ ها یک‎ طرح‎ ملی‎ است‎‎ که‎‎ همه حاکمیت باید بـرای‎ تحقق‎ آن‎ کوشا باشد. ببخشید دانه درشتها یعنی کیا؟ 

نویسنده : گلی : ۱٢:۵٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 4)      لینک دائم

 

زمین خوردن بنده

چشمام سیاهی رفت و دیگه هیچ جا رو ندیدم فقط دیدم که دفتر و کیف و کاپشنم که دستم بودند یهو ولو شدند روی زمین. تنم داغ بود و هیچ دردی رو حس نمی کردم ولی حالا دردمند و نالان دارم می بینم که چی به سرم اومده که آخ پااام. آخ کمرم.. آخ دستم. اما این وبلاگ چه خاصیتی داره که درد هم داشته باشی یه دو سه کلمه که توش می نویسی و یا برات می نویسند آرومت می کنه. عجب دنیاییه دنیای وبلاگ یه همزبون بیصدا و دوست تنهایی های همه...

نویسنده : گلی : ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 4)      لینک دائم

 

علی (ع) و فاطمه (س)

پس از زهرا علی بی همزبان شد

 

  اسیر امتی نامهربان شد
علی تنهاست در یک قوم گمراه  
   زبانش را که می فهمد به جز چاه
پس از او کیسه نان و رطب کو  
   صدای ناله های نیمه شب کو
خدایا کاش آن شب بی سحر بود  
  که تیغ ابن ملجم شعله ور بود
اذان گفتند و ما در خواب بودیم  
  علی تنها به مسجد رهسپر بود
در آن شب تا قمر در عقرب افتاد  
  غم عالم به دوش زینب افتاد
فدک شد پایمال نانجیبان  
  علی لرزید و در تاب و تب افتاد
یقین دارم به جرم فتح خیبر  
   فدک در دست ال مرحب افتاد
علی جان کوفیان غیرت ندارند  
  که فرمان تو را گردن گذارند
علی جان کوفیان با کیاست  
  جدا کردند دین را از سیاست
بنام دین سر دین را شکستند  
 

 دو بال مرغ امین را شکستند

نویسنده : گلی : ٩:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم

 

امان از دست...!

از این دانشجو جماعت چه ها که بر نمیاد. بنده خدا  فکر میکرد؟!!! که یه روز یه همچین عکسی ازش توی اینترنت پخش کنند که همه ملت سایز پاشو هم حدس بزنند و.........

نویسنده : گلی : ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 6)      لینک دائم

 

قدر! شناسی

 

الهی العفو

لیالی قدر را قدر بدانید

نویسنده : گلی : ۱:٠۶ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 3)      لینک دائم

 

سال 3000

 سال ۳۰۰۰

 

 

ووووووووووووووووووووووووو

نویسنده : گلی : ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم

 

من و شعر سهراب

سلام پرسیده بودی روزگارم چگونه است؟! روزگار خوبی دارم صبح هایم پر نور و شبهایم تاریک/ گهگاهی ماهی در آسمان زندگیم می بینم که زیباییش مرا تا به اوج می برد و گاهی نه.به قول سهراب روزگارم بد نیست/تکه نانی دارم/خرده هوشی سر سوزن شوقی/دوستانی  بهتر از آب روان/و خدایی  که دراین نزدیکی است/  روح من  در جهت  تازه  اشیا  جاری  است / روح  من کم سال است /روح  من  گاهی  از شوق سرفه اش  می گیرد هر کجا برگی هست  شور من می شکفدبوته  خشخاشی  شست و شو  داده مرا  در سیلان بودن مثل بال  حشره  وزن  سحر  را میدانم  مثل  یک گلدان  می دهم گوش  به موسیقی  روییدن مثل زنبیل  پر از میوه  تب تند  رسیدن  دارم  مثل  یک میکده  در مرز  کسالت  هستم  مثل یک ساختمان  لب دریا  نگرانم  به کشش های  بلند  ابدی تا  بخواهی  خورشید  تا بخواهی  پیوند  تا  بخواهی  تکثیر  من  به سیبی خشنودم   و  به بوییدن  یک بوته  بابونه  من  به یک آینه / یک  بستگی  پاک/ قناعت دارم  

نویسنده : گلی : ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 2)      لینک دائم

 

مستی هم عالمی است!

دو  و و و و  س س س  س ت ت ت  ت ا ا ا ا  ا ا ن ن ن  ن م م م م ن ن ن ن ن, خ خ خ خ یی ی ی ی ل  ل ل ی  ی ی ی ا ا ا ا م م م ر ر رووو ز ز ز ز/ خ خ و و و  ش ش شح ح حااا  ل ل مم اوه ه ه هه ه ه ه ه ه ه هه ه  چه صبح شنبه خوبیییییییییییییییییییی مست مستم  مست مست مست مست مست مست مست مست شوریده و دیوانه شوریده دیوانه. خدایا زندگی و همه چی همه چی زیباستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زندگی همینه یه روز دیوونه ایم یه روز عاقل خدایا تو چقدر خوبی خیلی خوبی

نویسنده : گلی : ۱٠:۳۴ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 2)      لینک دائم

 

جوابیه!

نویسنده: علی

سه شنبه، 5 آبان 1383، ساعت 1:12

سلام طاهره خانم / آن نامه را من نوشته ام / با تشکر از همه ی آنها که تکرارش کردند / من به داخل و خارج کاری ندارم / ما به عنوان ایرانی / بیرون و تو / داخل و خارج / زن و مرد / کوچک و بزرگ / همه به اندازه ی مساوی از ایران ارث و میراث می بریم / این که شما چطوری ارثتان را خرج می کنین به  کسی مربوط نیست / اجازه بدین من هم ارثم را همان طور که می خواهم خرج کنم / می توانم؟ / یا باید از دیگران اجازه بگیرم؟

 

۱- من به داخل و خارج کاری ندارم / ما به عنوان ایرانی / بیرون و تو / داخل و خارج /.................................... جواب: به نظرم معنی اش یکیه چرا تکرار کرده اید؟ ۲- بحث ارث و میراث شد فکرم کمی مشغول شد/ تا بحال به این  مسئله که هر کسی از کشورش ارثیه ای شامل حالش می شود فکر نکرده بودم. آقا من ارثم رو میخوام.. کجایند کسانی که سهمیه منو بالا کشیده اند و به روی خودشون نمیارند؟ چرا به علی رسیده به طاهره نرسیده؟؟؟ من هم ارثمو میخوام......

 

نویسنده : گلی : ۱٠:۵۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۵ آبان ۱۳۸۳
Comments پیام های دیگران ( 1)      لینک دائم