به همراه همسرم برای انجام کاری به سفارت ایران در فرانکفورت رفتیم. همه قیافه ها عبوس، اخمو، خشن و بیحوصله در انتظار انجام کارشان بودند. خیلی سخت بود که به هم لبخندی تحویل دهیم. اصلا دووووست نداشتیم به هم لبخند بزنیم. انگار هر کسی که اونجا بود نفر مقابل رو مسبب مشکلات و گرفتاریهای خودش میدونست. همه ارثیه پدر رو از همدیگه طلب میکردیم. چرا ؟ چه اتفاقی افتاده که ایرانیها دشمن هم شده اند؟ چرا حاضریم برای غیر ایرانی علاوه بر لبخند حاضریم هزار چیز! دیگه هم بدیم؟ ولی هموطن خودمون رو لایق هیچ چیز نمیدونیم. چرا؟